|
جک :
به آبادانيه ميگن جمعيت آبادان چند نفره؟
ميگه: والله با دهات حومه اش 70 ميليون نفر!
: جک
هروقت کسي رو ديدي احساس کردي ميخواد بغلت کنه وفقط تو مي بينيش ...
زبونت بند امده ... صدايي نمي شنوي ... زمان نمي گذره ... مطمئن باش عزرائيله
: جک
طرف ميره تعليم رانندگي
ازش مي پرسن چطور بود؟
ميگه خوب بود اما اين مُربيش خيلي مذهبي بود
ميگن چطور؟
ميگه: آخه من هر طرف مي پيچيدم ميگفت "يا حسين"
: جک
دو شکارچي با هم صحبت مي کردند. اولي پرسيد: اگر خرسي به تو حمله کند، چه مي کني؟»
دومي: با تفنگ شکارش مي کنم.»
اولي: اگر تفنگ نداشته باشي، چه؟»
دومي: مي روم بالاي درخت.»
اولي: اگر آنجا درخت نباشد، چي؟»
دومي: خب، پشت يک صخره پنهان مي شوم.»
اولي: اگر صخره نبود، چه؟»
دومي: توي گودالي دراز مي کشم.»
اولي: اگر گودال هم نبود؟»
در اين موقع، شکارچي دوم عصباني شد و گفت: داداش! بگو ببينم، تو طرفدار مني يا خرسه؟!
: جک
مرد تو صف نانوايي بوده نانوا ميگه اقايون تعدادتون زياده نون به همه نميرسه!
مرد ميگه : دوستان يه کم جمعتر وايسين نون به همه برسه!
: جک
تور چیست ؟ تور مجموعه سوراخهاييه که با طناب به هم وصل شدن!
: جک
ميگن با کامپيوتر بلدي کار کني؟
ميگه : بَه ! خدا هستم!
ميگن : اِ !! روشنش کن ببينيم!
ميگه: نه ديگه تا اين حد !!
جک های مودبانه
یک آدم خسیس ميميره , روي سنگ قبرش مي نويسن من مردم ولي مغازه بازه
|