مطالب مرتبط

آمار سایت

   
داستانی کوتاه ولی عاشقانه  چاپ 
امتیاز: / 377
بدعالی 

مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند.آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند.

زن جوان: یواش تر برو، من می ترسم.
مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره.
زن جوان: خواهش میکنم ، من خیلی می ترسم.
مرد جوان: خوب، اما اول باید بگی که دوستم داری.
زن جوان: دوستت دارم، حالا میشه یواش تر برونی.
مرد جوان: منو محکم بگیر.
زن جوان: خوب حالا میشه یواش تر بری.
مرد جوان: باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری، آخه نمیتونم راحت برونم، اذیتم میکنه.

روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود. برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید. در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتورسیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت. مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود. پس بدون اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند. دمی می آید و بازدمی میرود. اما زندگی غیر از این است و ارزش آن در لحظاتی تجلی می یابد که نفس آدمی را می برد.

نظر
افزدون جدیدجستجو
عاشق
مریم (217.219.161.131)

دمت گرم.بابا ایول,تو دیگه کی هستی,بازم از این داستانا برامون بذار.به امید موفقیت روز افزون شما
قربانت مریم
بابا تو دیگه کی ه
star140 (91.98.71.106)

واقعا زیبا بود اما آخرش....
کاش آقاهه نمی مرد....
ع ش ق
ناشناس (80.191.223.40)

محشره ، باز داستانهای تکان دهنده بزارین
asheghi doroghe
farzad (85.185.172.29)

sanam kheyli bahali
سعید (80.191.196.7)

اخرشه
رحیمه (217.219.28.194)

خیلی قدیمی بود....
غروب (217.219.12.152)

eyvalaaaaaaaaa
بوبوقی (80.191.228.147)

خوشم اومد داداش
ایول
اونی بود که سرچ کردم
نه سرچ اینتر نتی سرچ ذهنی
بیست
مهشید (217.219.115.99)

سلام مرسی عالی بود
سلام!
منان (121.100.51.34)

خيلي جالب بود !مرا ياد داستان (گردنبند)اث ر موپاسان انداخت.
فهیم (77.77.74.59)

یه عاشق

خیلی خیلی خرابتیمممم مممممممممم عالی بود بازم چیز های جالب تر و عشقو لانه ترهم بنویس
خیلی باحاله
نایس (85.198.34.144)

بازم بنویس که خیلی حال کردم .
عالي بود
مهدي (89.165.40.203)

عالي بود
خیلی عالی
مهدی صاحب الزمان (193.251.135.68)

جونمیییییی یییییییییی یی
این دیگه شاهکارتر از رومان های آنگلوساکسو نی استش....
دمت گرم! خوشم اومد.... بازهم بچوبان!!!
خیلی باهال بود
شهرزاد (82.99.197.93)

همیشه توی راه عشق قربانی هست....
با حال بود
یلدا (85.185.82.100)

لطفا داستان های بیشتری بزارین
ندا (91.184.77.143)

خیلی خوشم آمد دلم براشون سوخت .مرسی
دوست داشتن
ahmadi (217.219.147.190)

خدا این دوستی رو نصیب همه بکنهام غم آخرشو نه.
حرف نداشت
ویانا (78.39.229.4)

بیست
حرف نداشت
ویانا (78.39.229.4)

به این میگن عشق
آتیش پاره (80.191.98.65)

خیلی حال کردم اگه می تونی به ایمیل من چند تا داستان زیبا مثل این بفرس از خجالتت در میامatishpare71@yahoo.com
واقا خوب بود
مريم گلي (85.185.226.65)

عالي بود
عالي
مريم از ايذه (85.185.226.65)

باحال بود
عالي بود
فرشيد (78.38.33.50)

اون عزيزي(sanam) كه گفته اون طرف ترك بوده هيچي از عشق و دوست داشتن نمي فهمه و از نظر شعور صفره و هنوز تو عالم بچهگي!چون اگه مهر و علاقه پسرو نسبت به دختر مي فهميد چرت و پرت نمي نوشت
راما (217.218.244.183)

خیلی باحال بود
تکپر
تک پر (87.247.164.190)

هر چند که شنیده بودم اما بازهم از شنیدنش لذت بردم ممنون از اینکه این داستان رو برای استفاده بقیه هم گذاشتید .
موفق باشید.
رضا (85.9.72.242)

با اینکه شنیده بودم ولی دمت گرم خیلی خیلی قشنگ بود دستت درد نکنه انشا الله همیشه موفق باشی
سؤال
زهرا (83.147.247.35)

من از تمامي كسانيكه اين مطلب زيبا رو خوندن يه سوال دارم . ( اگه شما بوديد اين كار رو ميكرديد ؟؟؟ ).
تکون دهنده
تبریز (89.144.181.187)

همیشه فدا کاری معنی عشق رو نمیده ، sanam درست گفت اگه اون تلاششو میکرد تا زنده بمونه شاید اینجوری بهتر عشقو ثابت میکرد ، عشق اولین هدیه اش واسه آدما امیده
ضحی (83.147.215.4)

سلام خسته نباشی. لطفا آخر داستان ها رو خوب تموم کنید. آخه همیشه پابان هر دوست داشتن (عاشق بودن) جدایی یا مرگه.با تشکر
محمد از اراک (78.38.181.45)

بازم معلوم شد پسرا تو عشقشون کم نمیذارن حتی جونشونم میدن
امیر (77.237.178.226)

اقا محمد غروب عاشقان رنگش طلاییست اگرچه آخرش مرگ و جداییست
سعید (217.219.56.66)

داستان خوبی بود ولی من که موتور سوارم میتوان بدون ترمز با دنده کنترل کرد
با این حال چیزی از ارزش داستان کم نمیشه ممنون جالب بود
شادی (80.191.218.194)

ازت تشکر میکنم ولی نقدهایی هم دارم.از نظر لحن خیلی خوب و یکدست پیش رفتی و این نقطه قوت کارته ولی این چیزی که نوشته بودی داستان نبود بلکه انگار داشتیم صفحه حوادث روزنامه می خوندیم. به نظر من و خیلی از صاحب نظرا داستانی موفقه که وقتی حتی 1 سال از خوندنش گذشت خواننده اونو توی ذهنش داشته باشه نه اینکه فقط برای لحظه ای ذهنو درگیر کنه.
درمورد داستان تو هم اینطور بود یعنی مطمئنا همه اونایی که این داستان و خوندن بعد از 1 هفته کاملا فراموشش میکنن.
بازم خسته نباشید.
شیرین (89.144.186.125)

بابا دمت گرم داستانات عالین محشرن بهتر از این نمیشه من عاشق داستاناتون شدم من یکی از اون طرفدارای همیشگیتم خیلی خوشم اومد بهت تبریک میگم منتظرتونم اینم ایمیلم میشه واسم داستان کوتاه بفرستید ممنونتون میشم منتظرتونم www.shirin_360@yahoo.com
ارش (95.38.1.107)

طرف بيشتر ازاينكه عاشق باشه گاگول بوده - جاي اين مسخره بازيا سرعتشو كم كم كاهش مي داد تا دوتاييشون زنده بمونند .
زیبا بود
آیدا (87.247.160.6)

قشنگ بود اما این جور پسرا کم هستن کاش زیاد تر بودن!
توپ بود.. توووووو
DJ M.homan.E (79.175.179.2)

بازم معلوم شد پسرا تو عشقشون کم نمیذارن حتی جونشونم میدن
آریا کلیک
فرحناز (217.219.214.131)

براوا کاش همهء پسر ها اینجوری بودن
یه داستان دیگه
ندا (188.136.139.15)

یه زن و شوهر عاشق اما فقیر سر سفره شام نشستند غذاشون خیلی مختصر و کم بود که یک نفر را به زور سیر میکرد مرد به خاطر اینکه زنش بیشتر غذا بخوره گفت بیا چراغ را خاموش کنیم و توی تاریکی بخوریم زن قبول کرد چند دقیقه چراغها را خاموش کردند ولی بعد که روشن کردند غذاها دست نخورده توی ظرف مونده بود
سانی (80.191.209.6)

متنتون عالی بود اما کمی زیادترش کنین.
باران (80.191.193.3)

سلام
خسته نباشید
خیلی قشنگ بود
کلا سایت پرمحتوایی دارید
بای
سمیرا (85.185.169.226)

سلام خیلی قشنگ بود امیدوارم موفق باشی سایت خیلی خوبی داری.بای
سونیا dokhtare_tanha5663 (217.219.119.188)

اصلا قشنگ نبود. میدونی چرا؟ چون دروغ بود. عاشق توی روزگار ما پیدا نمیشه. خدا رحمتش کنه
مهناز (79.127.11.217)

فکر نمی کنم این روزا مردی باشه که بخواد بخاطر یه دختر این فداکاری رو بکنه ....
باران (80.191.224.250)

ای ول خیلی قشنگ بود. ولی فکر کنم این آقا پسر قصه شما آخرین عاشق واقعی بود که واسه عشقش فدا کاری کرد.این روزا عاشق واقعی رو فقط میشه توی قصه ها پیدا کرد.
عنایت (86.96.227.93)

این داستان به من درس زندگی داد
ساغر (80.191.109.243)

خیلی داستان قشنگی بود
بارسين (212.120.222.221)

سلام عالي بودولي اينجورعاشق ي كم پيدا ميشه
سارا (217.218.69.210)

خيلي قشنگ بود لطفا بازم از اين داستان هاي خوشگل خوشگل برمون بذار منظريم
توپ بود
ونوس (78.39.0.147)

خیلی قشنگ بود عشق به همین میگن
آسمان ابری
ایمان (85.198.50.16)

پای سگ بوسید مجنون گفتند این چه کاریست؟ گفت: این سگ گه گاهی تا کوی لیلی میرود...
میلاد (85.185.229.19)

تو این فرصتی که با دختره حرف میزد اگه گازم ول میکرد موتور می ایستاد احتیاج نبود بزنش تو دیوار
علی (85.185.163.17)

سلام
بعد از مردنش گفت که ترمزش بریده بوده ؟
اصلا شاید خاسته مسخره بازی در بیاره تند رفته بعد هم......
سپيده (85.185.253.218)

جالب بود ولي خيلي ناراحت كننده بود چون پسر اينجوري پيدا نميشه
دست درد نکنه
سعید افسوس (80.191.230.230)

سلام زیبا و قشنگ بود وبا اجازه من ازش استفاده کردم ممنون
http://www.tekyegah.com/ودراین سایت گذاشتم از دوستان می خوام که سر بزنن
amir
امیر (85.185.1.4)

ولی بعضی از دخترها قدر اون احترامو نمیدونن . یادمان باشد اگرخاطرمان تنها ماند طلب عشق زهربی سرو پایی نکنیم
نوشتن نظر
نام:
وب سایت:
عنوان
Security Image
لطفا متن روی عکس را وارد کنید.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.

 
< بعد   قبل >
 
 
 

 

صفحه اول   ||   دانلود سنتر     ||  انجمن های تخصصی   ||   فروشگاه آنلاین   ||    سفارش تبلیغ  درسایت   ||   تماس با ما

 

 Email : Info [atsign] AriaClick.com    Tel : +98 (937) 7836767

CopyRight 2010 Ariaclick.com , All Rights Reserved

 Powered By Mitra CMS - Mitra is Free Software released under the GNU/GPL License.